حرام خواری و خودسازی

سوال:

خوردن مال حرام چه تاثيري بر روح انسان دارد؟

پاسخ:

پرهيز از حرام خواري و در کنار آن پرهيز از گناه دو پايه اصلي سلوک الي الله و اصولي ترين کاري است که يک مراقب بايد انجام دهد. اغلب کساني که در اين امر خطير موفق بوده اند، به خاطر اين است که اجازه نداده اند مال حرام داخل زندگي آنها شود، زيرا به اين نکته واقف اند که حرام خواري از موانع اصلي خودسازي است، بنابراين مومن هميشه در تغذيه خود مي انديشد و مراقب است که چه مي خورد، به خلاف کافر که برايش فرقي نمي کند غذايش حلال باشد يا حرام.
در قرآن کريم خـداوند بين تغذيه کافران و مومنان تفاوت قائل شده است . در مورد کافران مي فرمايد: ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ؛ و [حال آنكه] كسانى كه كافر شده‏ اند [در ظاهر] بهره مى ‏برند و همان گونه كه چارپايان مى ‏خورند مى ‏خورند و[لى] جايگاه آنها آتش است.) (سوره محمد، آيه 12)
توضيح آنکه حيوانات علف مي خورند بي آنکه بدانند از کجا آمده ، حلال است يا حرام ؟ غصبي است يا مباح ؟ کافران نيز غـذا مـي خـورنـد بـي آن کـه بـه رجـس و پـليـدي و حلال و حرام بودن آن توجه داشته باشند. لذا فرجام مشابه اي دارند.
مؤ منان که به تاثير اخلاقي و معنوي غذا توجه دارند، مقيد به رعايت غذاي پاکيزه و حـلال مـي بـاشـند. مردي خدمت پيامبر(صلی الله علیه و آله ) گفت : دوست دارم دعايم مستجاب شود، حضرت فرمود: (غذاي خود را پاکيزه کن و از هر گونه غذاي حرام بپرهيز.)
خداي متعال به مـؤمـنـان دسـتـور داده شـده فـقـط از غـذاهـاي پـاکـيـزه و حـلال اسـتـفـاده کـنـنـد. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از نعمتهاى پاكيزه‏ اى كه روزى شما كرده‏ ايم بخوريد.)(بقره، 172)
و در برخي آيات ارتباط تنگاتنگي بين غذاي پـاکـيزه و عمل صالح ديده مي شود. (يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ؛ اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مى‏ دهيد دانايم.)(مومنون، 51) زيـرا هـمـچـنـان کـه سـخـن پـاکـيـزه ، عـمـل صـالح را بـه آسـمـان عـروج مـي دهد، غذاي پاکيزه نيز انسان را در جهت کسب کمالات مـعـنـوي و حـفـظ ارزش هـاي اخـلاقـي ياري مي بخشد و به مانند باران پاکيزه موجب رويش سبزه ها و گل هاي معطر در وجود آدمي مي گردد.
اصـحـاب کـهـف که دغدغه حفظ ايمان و معنويت خود را داشتند، وقتي از خواب طولاني بيدار شدند، به دنبال غذايي بودند که پاک و پاکيزه باشد و سبب خاموش شدن نور الهي در وجـود آنـان نـگـردد. بر خلاف غذاهاي خبيث و حرام که موجب تاريکي قلب ، سنگدلي ، و از بـيـن رفـتـن نـور ايمان مي شود.
در آيه اي از قرآن آمده است : شيطان مي خواهد به وسيله شـراب (غذاي پليد) و قمار در ميان شما عداوت و کينه ايجاد کند، و شما را از ياد خدا (مائده، 91) و در آيـه اي ديـگـر خـوردن مـال حـرام را آتـش خـوردن مـعـرفـي کـرده اسـت : (کـسـانـي کـه امـوال يـتـيـمان را به ستم مي خورند (در حقيقت ) تنها آتش مي خورند.) (نساء، 10) و اين بيانگر نقش غـذاي حـرام و خـبيث است که به روح و روان و ايمان فرد خسارت مي زند. امام حسين (علیه السلام ) با اشـاره بـه يـکـي از عـلل رفتار پست و ناهنجار کوفيان در کربلا مي فرمايد: (قد مُلئت بطونکم من الحرام ؛ شکم هاي شما از حرام پر شده است .)
مـلاک در اسـتـفـاده از مـواد غـذايـي مـطـابـق آمـوزه هـاي ديـنـي ، غـذاي طـيـب ، حـلال و حـسـن است که با دسـتـگـاه گـوارش هـمـاهـنـگـي کـامـل دارد، لقـمـه پـاکـيـزه که وارد دهان مي شود، تحت اراده خداوند، با اعـمـال هـضـم و جـذب تـرشـحـات دهـان و مـعـده بـه مـواد لازم و مـورد نـيـاز بـدن تـبـديـل مـي گردد. طيب يعني سازگار، موافق ، نيکو، شايسته و لذت بخش که در قرآن کريم به جز غذاي حلال در مورد همسر خوب ، زمين پاک ، سخن شايسته ،فرزند صالح ، زندگي پاکيزه و شجره طيبه به کار رفته است .
غـذاي حـلال غـذاي پـاک تـشـريـعـي اسـت کـه خـداونـد آنـچـه را بـه مـصـلحـت انـسـان ديـده حـلال کـرده کـه بـا دسـتـگـاه هـاضـمـه هـمـاهـنـگ و مـتـعـادل اسـت . وقـتـي انـسـان غـذاي حـلال را بـا نـام خـدا آغاز و با شکر الهي به پايان مي برد، يقينا آن غذا موجب سلامتي ، شادابي و شفابخشي او خواهد شد.
غالباً واژه حلال و طيب چون ايمان و عمل صالح با هم ذکر شده اند. غـذاي حـسـن ، برتر از غذاي طيب و حلال است . خداوند از برخي غذاها مانند: انگور، شير، عسل و... به وصف حسن ياد کرده و غذاي شهيدان را غذاي حسن دانسته است .
در مـقـابـل غـذاهـاي طـيـب ، حلال و حسن ، غذاهاي رجس و خبيث ، حرام و سوء قرار گرفته که بـراي انـسـان ضرر و مفسده دارد. نه تنها سلامتي او را به خطر انداخته در خلق و خوي و ايمان او اثر منفي مي گذارد.
در قرآن به خوردن غذاي طيب و حلال سفارش شده و از غذاهاي حرام و خبيث منع شده است : از تـو (اي پـيـامـبـر) مـي پـرسـنـد چـه چـيـز بـراي آنـان حلال است ؟ بگو: غذاهاي پاکيزه براي شما حلال است . يسئلونک ماذا اُحِلَّ لَهُم قل اُحِلَّ لکم الطيبات. (مائده، 4)
فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ؛ پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است‏ حلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمت‏ خدا را اگر تنها او را مى ‏پرستيد شكر گزاريد.( نحل، 114)
بـنـابـرايـن طـبـق آمـوزه هـاي ديـنـي انـسـان مـي تـوانـد بـا رعـايـت غـذاهـاي حلال و حرام از هر نوع غذايي که پاکيزه و حلال است ، اعم از غذاي گوشتي ، پروتئيني و غير آن بهره ببرد و از غذاهاي حرام ، خبيث و مضر براي بدن ، پرهيز کند.
«تأثير لقمه حرام در روايات»
براى لقمه حرام در روايات آثارى بيان گشته است كه به برخى اشاره مى‏نماييم: عدم استجابت دعاها، عدم قبولى نماز، پذيرفته نشدن اعمال صالح، عدم استشمام بوى بهشت، تضعيف ايمان، اخراج از صيانت الهى، كاهش رزق حلال، خروج از ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بيت (علیهم السلام)، حسرت در روز قيامت، لعن ملائكه، كوردلى. در مقابل لقمه حلال هر چند رنگين نباشد، موجب نورانيت دل و استجابت دعا و آمرزش و حفاظت الهى مى‏ گردد ، (ميزان‏الحكمه، ج 2 ، ص 480).
«معناي لقمه حرام»
لقمه حرام معناي گسترده اي دارد و منظور از آن خصوص غذا نيست بلكه منظور هر نوع استفاده بردن از چيزي است كه از راه موازين شرعي و احكام الهي به دست نيامده باشد، چه از راه دزدي باشد يا رشوه يا كلاهبرداري يا كم كاري يا خمس و زكات ندادن يا بدون اجازه صاحبش دست بردن و تصرف كردن.

«نحوه تأثير لقمه حرام»
مسلم اين است كه لقمه حرام در شخصيت و اخلاق انسان مؤثر است، ليكن چگونگى تأثير آن به نحو علت معد و شرطى است، نه علت ايجابى و ايجادى. از اين‏رو تأثير به گونه‏اى نيست كه اختيار را از انسان سلب كند بلكه تنها مسير رسيدن به كمال معنوى را نزديك يا طولانى مى‏كند. به عبارت ديگر آهنگ و ميزان گرايش به سمت نيكى‏ها و بدى‏ها را كمتر يا افزونتر مى‏سازد. مانند خوراكيهاي سر راه بچه مسير انسان براي رسيدن به كمالات معنوي و اخلاقي را نا امن و پيمودن آن را مشكل مي نمايد ولي به اختيار انسان آسيبي وارد نمي كند. چرا كه انسان در انتخاب راه شقاوت و سعادت مختار است. با توجه به آيه 27 سوره آل عمران كه مى‏فرمايد: تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِ خداوند زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج مى‏سازد. مى‏توان دريافت كه عوامل وراثتى آزادى و اختيار را از انسان نمى‏گيرد زيرا چه بسا انسانهاى زنده دل كه از انسانهاى مرده دل پديد آيند و برعكس (تفسير نمونه ذيل آيه).

«علم به حرام شرط اصلي اثر گذاري»
نكته ديگر اين است كه آثار وضعي لقمه حرام، مال و غذاي مشكوك مربوط به صورت علم و آگاهي است و اگر در صورت عدم آگاهي هم اثر وضعي باقي باشد، كم رنگ تر و كم اثر تر است و با اعمال نيك و نيت خوب و عبادات از بين مي رود - پس در عين حساس بودن و مراقب بودن بايد از وسواس و بدبيني و جستجو در اين مورد پرهيز كرد و تا زماني كه علم به حرام بودن نداريم از بدبيني و ترتيب اثر دادن پرهيز كنيم.
بنابراين لقمه حلال يا حرام هر دو جزء علت است نه تمام علت لذا گاهي از انسان هاي پاك مانند پيامبران و امامان، فرزندان ناشايست به دنيا مي آيند مانند پسر نوح و جعفر كذاب پسر امام حسن عسكري(علیه السلام) و گاهي از افراد ناشايست فرزندان پاكي به دنيا مي آيند.

http://akhlagh.porsemani.ir