جنگ خیبر با حضور شخص نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در سال هفتم هجری رخ داد، پس از پیروزی سپاه اسلام بر سپاه کفر، جمعی از یهودیان به اسارت سپاه اسلام درآمدند، یکی از اسیران، صفیه دختر حی بن اخطب (دانشمند سرشناس یهودی) بود. بلال حبشی، صفیه را به همراه زنی دیگر به اسارت گرفت و آن ها رابه حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله) آورد، ولی هنگام آوردن آن ها اصول اخلاقی را رعایت نکرد و آن ها را از کنار جنازه های کشته شدگان یهود حرکت داد، صفیه وقتی که پیکرهای پاره پاره یهودیان را دید بسیار ناراحت شد و صورتش را خراشید و خاک بر سر خود ریخت و سخت گریه کرد. هنگامی که بلال آنها را نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) آورد، ایشان از صفیه پرسیدند : «چرا صورتت را خراشیده ای و این گونه خاک آلود و افسرده هستی؟! » صفیه ماجرای عبورش از کنار جنازه ها را بیان کرد. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) با شنیدن ماجرا از رفتار غیر اخلاقی بلال حبشی ناراحت شده و بلال را سرزنش کرده و فرمودند:« ا نزعت منک الرحمة یا بلال حیث تمر بامراتین علی قتلی رجالهما ; ای بلال! آیا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت بربسته که آن ها را از کنار کشته شدگانشان عبور می دادی؟! » جالب این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) برای جبران رنج ها و ناراحتی های صفیه، با او ازدواج کردند، سپس او را آزاد و بار دیگر باپیش نهاد صفیه با او ازدواج نمود و به این ترتیب، ناراحتی های او را به طور کلی از قلبش زدودند.

منبع

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/89/3410/15883/%D9%86%D9%82%D8%B4-.‎.‎.‎(%D8%B5)