آشنائی با شهید دستغیب در دوران دانشجویی

ایشان امام جماعت مسجد جمعه بودند و با آهنگ خاصی که دعای کمیل را برگزار می‌کردند، من هم از مجلس ایشان استفاده می‌کردم. روحانی محترمی به نام آقای نجابت از دوستان نزدیک شهید دستغیب بودند که سبک خاصی هم داشتند و من در کازرون از اوضاع و احوالشان از نزدیک خبر داشتم. ایشان یارگیری‌های خاصی می‌کردند. من از سال‌های دوره دانش‌آموزی در جلسات دوشنبه شب مرحوم آیت‌الله محلاتی شرکت می‌کردم و با ایشان نزدیکی خاصی داشتم و متوجه شدم که وضعیت بعضی از آقایان نسبت به واقعیت تشیع، یک راه انحرافی و نوعی صوفی‌گری است.

نماینده مهدى (عج )(آیت الله عبدالحسین دستغیب)

سیدى در حالى که دو بچه اش را به همراه داشت از روستاهاى بوشهر به شیراز آمده ، در حوزه علمیه شیراز از یکى از طلاب سراغ منزل آقاى دستغیب را مى گرفت . لباسهایش روستایى بود و گیوه هاى ملکى به پا داشت . به او گفته شد با آقاى دستغیب چکار دارید؟
– عرض داشتم .

مبلغ و پیرو ولایت فقیه بود...

ایشان در خط ولایت فقیه بود. نظر اصلی ایشان ترویج اسلام بود و با آنکه هنوز امام به عنوان ولی فقیه مطرح نشده بودند، ایشان را به عنوان اعلم معرفی می‌کرد و فرمانبرداری از امام را سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده بود و در صحبت‌ها و افکارش خط مشی امام را دنبال می‌کرد.
در سال 56 شهید دستغیب با برگزاری جشن هنر شیراز مخالفت کردند. از آن رویداد خاطره‌ای دارید؟

نامه بى نام و نشان(آیت الله عبدالحسین دستغیب)

یکى از طلاب حوزه علمیه شیراز مى گوید:

در حوزه شیراز درس مى خواندم و اندیشه ازدواج در سر داشتم امّا از نظر اقتصادى دچار مشکل بودم و آیت الله دستغیب نیز مرا خوب نمى شناخت تا از ایشان استمداد کنم . با خود اندیشیدم که نامه اى بى نام و نشان خدمت آقا نوشته ، درد دل خود را با ایشان در میان بگذارم . این کار را کردم ولى دلهره اى داشتم. چند روز بعد آقا به مدرسه آمدند و از طلاب احوالپرسى و دلجویى کردند. هنگام رفتن رو به من کرد و گفت :

 

جوانان فدائی ایشان بودند...

سلوك مشفقانه شهید دستغیب و روحیه مبازراتی و به ویژه شجاعت كم نظیرش ان در میان جوانان جاذبه گسترده‌ای را ایجاد كرده بود، بدان گونه كه از دل و جان برای محافظت ایشان و نیز تكثیر نوارهای سخنرانی‌ها و تبلیغ آرای ایشان می‌كوشیدند. در این متن مرحوم گل آرایش از فعالیت‌های فرزندان شهید خود مطالبی نوشته است: 

خواب عجیب آیت الله دستغیب قبل از شهادت

عالم ربانی و مهذِب نفوس، شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، از جمله پیشتازان انقلاب اسلامی در شهر شیراز به شمار می‌رفت که  حدیث مبارزات آن بزرگ را از زبان فرزند ارجمندش می شنویم.

 

*به عنوان نخستین پرسش این گفت و شنود، لطفا بفرمائید که چند خواهر و برادر بودید و پدر بزرگوارتان با شما چگونه رفتار می‌کردند؟

هواپیما ! بایست(شهید دستغیب)

امّا شگفت‌تر از همه كراماتى كه در كتاب «داستانهاى شگفت » آيت‌اللَّه سيّد عبدالحسين دستغيب(رحمت الله علیه) نوشته اند، در مورد اولياء خدا نقل شده، حكايت زير است كه توسط يكى از دوستان نزديك ايشان، آقاى سودبخش مشاهده گرديده است: «... شهيد بزرگوار حضرت آيت‌اللَّه دستغيب (قدّس سرّه) بسيار مقيّد بودند نماز را اوّل وقت بخوانند حتّى در مسافرتها و ساليان دراز كه خدمت آن بزرگوار بودم بندرت به ياد دارم كه سر وقت نماز نخوانده باشند. در يكى از مسافرتهاى عمره كه خدمت ايشان بوديم، بليط هواپيما يكسره براى جدّه فراهم نشد. بليط هواپيما از تهران به بيروت و از بيروت به جدّه تهيه شد.

صفحه‌ها

اشتراک در اسوه های اخلاقی