نکته های ناب اخلاقی

نماز صبح آیة الله معصومی همدانی

مرحوم آیت الله آخوند معصومى، مرد خدا، اهل دعا، حلیف خلوت و جلیس‏ تهجّد و انیس جلوت بود او این سیر و سلوك باطنى و عرفانى را از استاد بزرگوارش ‏مرحوم عارف ربّانى و سالك صمدانى، آقاى حاج میرزا جواد آقا ملكى تبریزى ‏فرا گرفته بود. استادى كه همیشه به او ارادت مى ‏ورزید و ذكر جمیلش، همیشه بر سر زبانش بود.

داستان حاج میرزا خلیل تهرانى در برزخ

مرحوم حاج میرزا حسین نورى كه از بزرگ‌ترین محدّثین جهان تشیّع است در كتاب علمى و ارزشمند «دارالسلام» نقل مى‌كند:

حاج میرزا خلیل طهرانى در اوائل طلبگى در شهر قم در مدرسه دارالشفاء به تحصیل اشتغال داشت و از حیث فقر و تهیدستى در سختی و مضیقه بود، به طورى كه بعضى شب‌ها را گرسنه مى‌خوابید.

شبى در فصل زمستان از مدرسه بیرون رفت تا قدرى ذغال تهیه كند، به خانمى برخورد كه با دو بچه كوچك كنار كوچه نشسته و با چشم گریان به آنها مى‌گوید: من به هر كجا رفتم كه منزل گرمى از براى شما تهیه كنم ممكن نشد، مى‌ترسم امشب در آغوش من از سرما تلف شوید!!

نامه مبارک امام حسن عسکری(علیه السلام) به جناب ابن بابوبه قمی

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
سپاس از آن خداوندی است که پروردگار جهانیان است و فرجام نیک از آن تقوا پیشگان و بهشت از آن یکتاپرستان و آتش دوزخ برای انکارگران حق است و ستم جز بر ستمکاران روا نیست و معبودی نیست جز خداوندی که بهترین آفریدگار است. و درود و سلام بر محمد و دودمان پاک او باد!
اما بعد:
ای ابوالحسن علی بن حسین قمی! که شخصیت بزرگوار و مورد اعتماد ما هستی و امید که خداوند تو را به انجام کارهایی که خود می پسندد موفق داشته و از سر مهر و رحمت خویش فرزندانی شایسته کردار روزیت سازد.

اخلاص در توسل

آیة الله العظمى سید محمدرضا گلپایگانى؛ مرد دعا و توسل، و اهل نماز و تهجد، و حلیف شب و انیس خلوت و مونس جلوت بود. به نماز و دعا و قرآن عشق مى‏ ورزید. حال و احوال انس كامل با خداى متعال داشت. نوادر حالات و قضایاى شگفت روحى كه مربوط به عوالم‏ معنویت و روح بوده باشد، در زندگى ایشان فراوان وجود داشت كه برخى از عزیزان به‏ نگارش و جمع‏ آورى آنها اقدام نموده‏ اند و ما را نیاز به بازگویى آنها نیست، فقط مواردى از توسل و دعاى مستجاب آن روحانى متعبد را كه ناقل آن فرد موثق و قابل ‏احترام، حجة الاسلام والمسلمین میر شاه ولد عالم بزرگوار و امام ‏جماعت محترم شهرستان ملایر بود مى‏ فرمود:

عاقبت بی‌توجهی به همسایه

داستان‌هاى بسیارى درباره دستگیرى علامه بحرالعلوم از بینوایان و رسیدگى او به حال‏ مستمندان نقل شده است. برخی نقل کرده‌اند که او شب‌ها همانند جدش‏ امیرالمؤمنین علیه‌السلام كوله‏ بارى از مواد غذایى را بر دوش مى‏ گرفت و از تاریكى شب ‏استفاده مى‏ كرد و در كوچه‏ هاى نجف به راه مى‏ افتاد و بر در خانه هر فقیر مستمندى مقدارى غذا و پول قرار مى‏ داد و همواره از حال مردم سؤال مى‏ كرد و به ‏بینوایان رسیدگى كامل داشت.

نهایت خضوع و خشوع آخوند ملا ابراهیم نجم آبادى

آخوند، بدون این كه كسى او را بشناسد، از نجم آباد به تهران آمده و در یكى از مدارس، از طلبه‌اى ساكن در یكى از حجرات پرسید: هم حجره مى‌خواهى؟

آن طلبه كه ظاهر بى‌پیرایه و افتاده‌ آخوند را ‌دید، گمان نبرد که ایشان، فردى از بزرگان علما است. پس گفت: اگر كسى باشد كه به خدمت حجره مدد نماید، سبب فراغت من می‌گردد! آخوند با فروتنى و خاموشى مثل یك نفر خادم به كار پرداخت و در حجره با یكدیگر روز و شب مى‌گذرانند به حدى كه تازه وارد از حد دانش و مایه مصاحب خود آگاه و دیگرى بى‌خبر بود .

نباید شهریه بگیری

مرحوم حضرت آیت الله شهید مدرس_اعلی الله مقامه الشریف_ مدیر مدرسه سپهسالار بودند.ایشان هر وقت طلبه ای یک روز از درس را غیبت می کرد،از حقوق او مقداری کسر می کردند.

در انتخابات دوره چهارم مجلس،یکی از طلاب به مدت چند روز سخت مشغول تبلیغ انتخاباتی برای ایشان بود و در نتیجه از درس غیبت کرده بود.روزی که شهریه طلاب را می دادند،آن طلبه متوجه شد که چهار روز از حقوق و شهریه او را کسره کرده اند.خدمت ایشان آمد و عرض کرد:علت غیبت من این بود که چهار روز مشغول تبلیغ برای شما بودم.

ایشان فرمودند:

آقا شما طیّ الارض دارید؟

آمده بود جلو و وسط جمعیت پرسیده بود: شما طی الارض دارید؟

همه منتظر بودند ببینند آقا چی جواب می دهند.(نه) دروغ  بود و (آره) با مرامشان جور در نمی آمد.بعد از چند ثانیه فرمودند:

آن وقتی که ما نجف بودیم،بقال های نجف هم طی الارض داشتند...

نفس ها آزاد شد،لبخند نشست کنج لب ها......

در حکایت جالب دیگر آمده است:

رسیده بودم سر دو راهی انتخاب،یک طرف پیشنهاد رفتن به آذربایجان و تدریس در مدرسه دینی باکو بود و طرف دیگر مسئولیتی سنگین و رنگین در همین قم خودمان.

صفحه‌ها

اشتراک در نکته های ناب اخلاقی