شـاگـردان
شاگردان شيخ محمّد بهارى در حوزه علميّه نجف، ضمن تحصيل علوم دينى، به تدريس نيز مشغول بودند.
عارف فرزانه، شيخ لطيف بهارى (فرزند ملاّ درويش) از شاگردان او بود. شيخ لطيف از عارفان و عالمان ربّانى زمان خود به شمار مى رفت. بهارى در ملاقات با اهالى شهر بهار، از معنويت، زهد و عرفان وى بسيار تعريف كرد.
مرحوم شيخ محمّد بهارى شاگردان بسيارى داشت نامه هاى وى كه در كتاب تذكرة المتقين گرد آمده است، خود حكايت از اين مدعاست.

از منظر بزرگان
آخوند همدانى درباره بهارى فرمود:
«شيخ محمّد بهارى حكيم اصحاب من است.»[1]
آخوند او را وصى خود قرار داده بود.[2]
علاّمه تهرانى از استاد خود، علاّمه طباطبايى و او از استاد خود، آية الله سيد على قاضى نقل مى كند كه حاج احمد كربلايى فرمود: ما پيوسته در خدمت ملاحسينقلى همدانى بوديم و آخوند همدانى 100% مال ما بود، ولى همين كه آقاى بهارى با آخوند روابط آشنايى بست، آخوند دائماً در خدمت او بود و بيش تر با او مراوده داشت و در واقع، آخوند را از ما گرفت.[3]
سيد محسن امين عاملى، نويسنده «اعيان الشيعه» مى نويسد:
«كان من العلماء الرّبانين و السالكين المراقبين تلّمذ فى النجف على الملاحسينقلى الهمدانى... و كان من اخص تلامذته و كان ذا صفات و مقامات رفيعة مشتغلاً بالعلم دائم المراقبة و كان لوجودة آثار شريفه» [4] او عالمى ربّانى، مراقب، داراى صفات والا و مقامات بلندى بود. هميشه و در همه حال مراقبه داشت و وجودش مايه بركت بود.
آيت الله العظمى محمّد حسين نائينى(قدس سره) در مورد عظمت روحى و معنوى بهارى فرمود: «شهر آن جاست كه حاج شيخ محمّد بهارى آرميده است» يكى از بزرگان در جلسه اخلاقى، فرمود: از مرحوم آية الله نجفى شنيدم كه فرمود: آيت الله العظمى حاج شيخ محمّد حسين نجفى نائينى در جلسه درس، به ايشان فرمود: آيا اهالى همدان به زيارت مرقد منوّر و مطهر عارف كامل، شيخ محمّد بهارى(قدس سره) مشرّف مى شوند و از او تبرّك مى گيرند و اين فرصت را مغتنم مى شمارند؟
آيت الله شيخ محمّد بهارى از شخصيّت هاى نادر و انسان كامل و وارسته اى بود كه همه آشنايان او به پاكى، صداقت و عدالت او اذعان داشتند. امام خمينى(رحمه الله) در تفسير سوره حمد مى فرمايد: يكى از آقايان مى گفت: مرحوم شيخ بهارى عادلى كافر است! گفتم: عادل است، يعنى چه؟ كافر است، يعنى چه؟ گفت: عادل است براى آن كه از روى موازين شرعى عمل مى كند و به هيچ وجه معصيت نمى كند، امّا كافر است براى اين كه خدايى كه او مى پرستد، خدا نيست![5]
شيخ آقا بزرگ تهرانى، در «الذريعه الى تصانيف الشيعه» در معرفى كتاب «تذكرة المتقين» شيخ محمّد بهارى مى نويسد:
«فارسيّه فيه جملة من كلمات الأعاظم فى الاخلاق و مكاتيبهم الصادره فى آداب السلوك منها مكاتبته جمال السالكين الشيخ الفقيه الورع الزاهد المولى حسينقلى الدرجزينى الهمدانى... و مكاتبته تلميذ الاجل و وصيه العالم السالك الشيخ محمّد بن ميرزا محمّد البهارى»[6]
تذكرة المتقين كتابى است فارسى در او جمله اى از كلمات اعاظم در اخلاق و نامه هايى است كه در آداب سير و سلوك نگاشته شده است. از جمله، نامه جمال سالكين، شيخ فقيه و ورع و زاهد، مولى حسينقلى درجزينى همدانى است و نامه هاى شاگرد بزرگوار و وصيش، دانشمند و عالم سالك، حاج شيخ محمّد بهارى مى باشد.
شيخ آقا بزرگ تهرانى، معتقد بود كه بهارى از بزرگان علم اخلاق و سير و سلوك و عرفان است و در اخلاق و تهذيب نفس و تزكيه روح، سرآمد و از اوتاد به حساب مى آيد.
علاّمه سيد محمّد حسين حسينى طهرانى مى فرمايد: آيت الله مرحوم بهارى ـ قدس الله تربته الشريفه ـ از اعاظم تلامذه و شاگردان آخوند همدانى بود كه ساليان متمادى درك حضور او را كرده بود و به درجات كمال فائز آمد.
اين حقير بارها به زيارت مرقدش به بهار همدان رفته ام و اين گونه شنيده ام و بدان اعتقاد دارم كه آن مرحوم از ميهمانان خود پذيرايى مى كند![7]
حاج شيخ ميرزا جواد انصارى همدانى كه اهل معرفت و سير و سلوك بود و در همدان سكونت داشت، هميشه براى زيارت قبر آيت الله شيخ محمّد بهارى و استمداد از روح بلند او، به بهار مى رفت. او بارها راه 19 كيلو مترى بهار ـ همدان را پياده طى كرد و به زيارت قبر بهارى رفت. وى درباره عظمت شخصيّت عرفانى بهارى گفته است: من بعد از قبر سلمان فارسى، قبرى را به نورانيت محمّد بهارى در بهار همدان نديده ام و خود بارها با پاى پياده از همدان تا بهار طى مى كردم و به زيارت ايشان مى آمدم.
عالم ربّانى، شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى نيز چنين نوشته اند: «اين حقير فقير كثير التقصير به مرحوم آقا شيخ محمّد بهارى(قدس سره)مودّت و ارادتى خاص داشتم، چنانكه چند روزى در نجف اشرف در خدمتشان بودم و ايشان نسبت به حقير مرحمت و لطف ويژه اى عنايت فرمودند و پس از چند روز كه حقير عازم اصفهان شدم، تعليقه اى به حقير مرقوم فرمودند: در آن نوشته بود: اگر وصيّت كنم تو را، زيره به كرمان بردن است و اگر وصيّت از تو بخواهم، فالوده پيش هالو نهادن است و پس از اندكى فوت نمودند![8]
منبع:

[1] روزنامه جمهورى اسلامى، شماره 3342.
[2] سيماى فرزانگان، ج 3، ص 58.
[3] توحيد علمى و عينى، ص 17.
[4] اعيان الشيعه، ج 9، ص 402.
[5] تفسير سوره حمد، ص 120.
[6] الذريعه، ج 4، ص 46.
[7] توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى، ص 17، پاورقى و روح مجرد، ص 157.
[8] نشان از بى نشان ها، ص 530.