جرعه ای از سبک زندگی مقدس اردبیلی

سیره مقدس 

مقدس اردبیلی بسیار متواضع بود و در مقابل شاگردانش خود را فوق العاده كوچك می شمرد و آنان را مورد تكریم و احترام فراوان قرار می داد. گویند در هنگامی كه شیخ حسن از تحصیل فراغت یافت و قصد داشت به لبنان باز گردد از استاد خویش تقاضای نصیحت و موعظه كرد و مقدس اردبیلی احادیثی را گردآوری كرده ، در ورقه ای نوشت و به ایشان داد و در پایان آن نوشت این جملات را اضافه كرد:
(كتبه العبد احمد لمولاه امتثالا لامره و رجاء لنذكره )
این مطلب را بنده خدا احمد برای مولای خود نوشته است تا فرمان ایشان را به جای آورد و به امید اینكه موجب پندآموزی وی باشد.
اخلاص در كار تعلیم و تدریس نیز از خصلتهای بارز مقدس اردبیلی بوده است . ملا عبدالله شوشتری از شاگردان مقدس اردبیلی در مجلسی مساله ای را از استاد خویش پرسید. مقدس سوال او را پاسخ گفت . اما شاگرد به این پاسخ قانع نشد و بحث ادامه یافت . ناگهان مقدس سكوت كرد و پس از لحظه ای فرمود: این بحث بماند برای بعد، باید به كتاب مراجعه كنم ! سپس از مجلس برخاست و به شاگرد فرمود تا همراه او به جایی دیگر بروند. پس از خروج از آن مجلس محقق اردبیلی پاسخی بسیار دقیق و عمیق بیان كرد به طوری كه شاگرد قانع شد و شبهه ای برایش باقی نماند. شاگرد پرسید: آقا، چرا پاسخی به این نیكویی می دانستید و در همان مجلس بیان نفرمودید؟
محقق فرمود: آنجا چون در مجلس و در حضور جمعی از مردم بودیم احتمال داشت كه قصدمان جدل و فخرفروشی و اظهار فضل بر یكدیگر باشد ولی اینجا این شبهه نیست زیرا تنها خدای متعال ناظر بحث و گفتگوی ماست.
كمك به محرومان نیز از خصوصیات پسندیده مقدس اردبیلی بوده است . نقل است در یكی از سالها قحطی و گرانی به اوج خود رسیده بود و فقر و گرسنگی بیداد می كرد محقق اردبیلی اندك آذوقه ای داشت كه فقط كفاف قوت خانواده اش را می كرد. اما او راضی نشد كه خانواده اش غذا داشته باشند در حالی كه افراد زیادی در جامعه محتاج و گرفتارند. از این رو آن طعام را بین بیچارگان تقسیم كرد. همسرش از این عمل او برآشفت و گفت :
در چنین سال قحطی آنچه طعام داشتیم به فقرا كمك كردی ، اكنون باید فرزندان من دست گدایی به سوی دیگران دراز كنند؟
محقق پاسخی نداد و از منزل خارج شده ، راه مسجد كوفه را در پیش گرفت . او تصمیم گرفته بود چند روزی را در مسجد اعتكاف كرده ، به عبادت و راز و نیاز بپردازد. در دومین روز حضور او در مسجد مرد عربی مقداری گندم و آرد بر چهارپایی بار كرده ، به خانه محقق اردبیلی برد و به همسرش تحویل داد و گفت :
صاحبخانه در مسجد اعتكاف كرده و این گندم و آرد را برای شما فرستاده است . چند روزی گذشت تا اینكه مقدس اردبیلی به خانه بازگشت . همسرش به او گفت :
آرد و گندمی كه فرستاده بودید خیلی مرغوب بود.
محقق ، بی خبر از همه جا، وقتی این سخن را شنید دریافت كه این فضل و رحمتی از طرف خدا بوده است و خداوند را بر این بنده نوازی ستایش ‍ كرد.

منبع: http://www.hawzah.net